 سيده ملک خاتون
سیده ملکه خاتون، اولین زن حاکم در دوره اسلامی ایران است که در ناحیه ری به مدت سی و دو سال بین سالهای 387 تا 419 ق با سیاست و کیاست توانست در مقابل سلاطین زمان خود چون سلطان محمود غزنوی بایستد و حکومت مقتدری را اداره کند.
,
نام اصلی او شیرین و مشهور به امالملوک، فرزند رستم بن شروین از اسپهبدان خانان باوند در مازندران بود که بعدها به واسطه نام پسرش به ام رستم ملقب شد. 1 سیده نیز یکی دیگر از القابش بود که به علت احترام به او داده بودند. عنصرالمعالی در قابوسنامه مینویسد " وقتی به ری زنی پادشاه بود به لقب سیده گفتندی...". 2
بقیه در ادامه مطلب ...
همسر سیده ملک خاتون ابوالحسن علی ملقب به فخرالدوله فرزند ابوعلی حسن رکنالدوله دیلمی بود که از سوی پدر به حکومت ری و همدان منصوب شد اما اختلاف با برادران موجب شد فخرالدوله قلمرو خود را ترک گوید و در طبرستان به نزد قابوس وشمگیر پناه برد و تا سال 373ه ق در آنجا باقی ماند. فخرالدوله پس از فوت ,دو برادرش عضدالدوله و مؤیدالدوله، به دعوت صاحب بن عبـّاد (وزیر معروف دیلمی) ,و بزرگان به حکومت قبلی خود و همچنین قسمتهای تحت استیلای برادرانش بازگشت. 3 در همین سال نیز با شیرین دختر رستم که از بستگان قابوس بود ازدواج کرد و به ری آمد. فخرالدوله پس از مدتی او را ملکه و نایب سلطنه اعلام کرد. 4
,
فخرالدوله در سال 387ق در قلعه طبرک ری درگذشت. در هنگام فوت جانشین بزرگسالی نداشت و از طرفی هم خزانه ملکش قابل توجه و ارزشمند بود 5 و مدعیان بسیاری به دنبال تصاحب این حکومت بودند درایت و کیاست ملکه موجب برقراری آرامش شد. از اولین اقدامات او بستن درهای قلعه برای جلوگیری از ورود و خروج بود و پس از آن از امام جماعت قلعه خواست تا آداب تدفین را انجام دهد و زمانی که تمام کنترل را در دست داشت، نمایندگانی را به شهر فرستاد تا ,خبر فوت فخرالدوله ,را اعلام کنند. تمامی بزرگان به دیدن خاتون آمدند و به او تسلیت گفتند و به خاطر احترامی که برای او قائل بودند مجدالدوله پسر چهار ساله او را به جانشینی فخرالدوله انتخاب کردند. با توجه به سن کم مجدالدوله سیده ملک زمام امور را در اختیار گرفت. 6 در تاریخ گزیده وصف این خاتون چنین آمده است: "منکوحهاش سیده، بر ملک مستولی شد. هیچکس را از ارکان دولت زهره نبودی که بی اذن او در کم و بیش کاری مدخل کردن تا به مرتبهای که کفن فخرالدوله قرض کردند و دست به خزانه نیارستند بردن." 7
,
ملکه خاتون حکومتداری را با کمک دو تن از وزرایش ابوطاهر و ابوالعباس ضبّی آغاز کرد. او ابتدا ولایتعهدی و حکومت اسمی همدان را به ابوطالب شاه خسرو ملقب به شمسالدوله، برادر کوچک مجدالدوله داد. حکومت اصفهان را به پسر دیگرش ابوشجاع عینالدوله واگذار و علاءالدوله فرامرز پسردایی خود را به سرپرستی او منصوب کرد. 8 سپس برای تعلیم و تربیت فرزند خود مجدالدوله، ابوالحسن احمد بن فارسی از ادبا و لغویون مشهور را به ری دعوت کرد. مجدالدوله در کنار استادش به علمآموزی مشغول شد و تمام وقت خود را در کتابخانه بزرگ دربار دیلمی فارغ ازسیاست ومملکتداری سپری کرد. دربار او محفلی امن برای ادبا، شعرا و دانشمندان زمان بود. 9
,
زمانی که مجدالدوله به سن رشد رسید مخالفین ملکه برای گرفتن زمام امور توطئه را آغاز کردند. ,مجدالدوله تحت تاثیر این مخالفان در سال 397 ق بدون اجازه مادرش خطیر ابوعلی را به وزارت منصوب و بنابه درخواست وزیرش ملکه خاتون را از مصدر کلیه امور معزول کرد. ملکه خاتون با رنجش از اقدام فرزند خود شبانه به قلعه طبرک رفت تا چارهای بیندیشد. وزیر مجدالدوله او را در قلعه محبوس کرد. ملکه موفق به گریز از قلعه طبرک شد و خود را به کردستان رساند , و با کمک ,حاکم کردستان، بدربن حسنویه، که از دوستان همسر خود بود لشکری برای بازپس گرفتن حکومت تهیه کرد. , در راه ری بود که شمسالدوله فرزند دیگرش ازهمدان به او پیوست. 10 در این نبرد وزیر و مجدالدوله اسیر شدند، ملکه بر ری مستولی شد و شمسالدوله را به جای مجدالدوله بر تخت حکومت نشاند و خود اداره امور را در دست گرفت. پس از یک سال شمسالدوله به مقابله با مادرش پرداخت ملکه او را خلع و به همدان فرستاد و بار دیگر مجدالدوله را به حکومت ری منصوب کرد. شمسالدوله در 405 ق با کمک بدر بن حسنویه بر مادر و برادرش ,شورید که با شکست مواجه شد و به , همدان بازگشت. 11
,
شورش ابن فولاد دیلمی از دیگر مواردی بود که سیده ملکه خاتون موفق به سرکوب آن شد و در چند جنگ و گریز بین این دو مصالحه صورت گرفت. این شورشها دیالمه را تضعیف کرد و سلطان محمود غزنوی از این ضعف استفاده کرد و ری و نواحی مجاور را ضمیمه ملک خود ساخت. اما سیاست و تدبیر سیده ملک خاتون ری را از تاخت و تاز نجات داد. سلطان محمود غزنوی در نامه خود خطاب به سیده ملکه خاتون نوشت: " باید که خطبه بر من کنی و زر به نام من زنی و خراج بپذیری و اگر نه من بیایم , و ری بستانم , ترا نیست گردانم ...
,
, , , , , , , , , , , , ,پاسخ ملکه چنین بود: "... تا شوی من فخرالدوله زنده بود این اندیشه همی بود که مگر ترا , این رای افتد و قصد ری کنی، چون وی فرمان یافت و شغل به من افتاد اندیشه از دل من برخاست، گفتم: محمود پادشاهی عاقلست داند که چون او ملکی را به جنگ زنی نباید آمدن اکنون اگر بیایی خدای عزوجل داند که من نخواهم گریخت و جنگ را ایستادهام، از بهر آنکه از دو بیرون نباشد: از دو لشکر یکی شکسته شود، اگر من ترا بشکنم به همه عالم نامه نویسم که سلطانی را شکستم که صد پادشاه را شکسته است، و اگر تو مرا بشکنی چه توانی نبشت؟ گویی: زنی را شکستم، ترا نه فتح نامه رسد و نه شعر فتح که شکستن زنی بس فتحی نباشد. بدین یک سخن تا وی زنده بود سلطان محمود قصد وی نکرد. 12
,
لیاقت و تدبیر سیده او را در کنار قدرتهای زمان، خلیفه عباسی در غرب، قابوس وشمگیر در شمال، سلطان محمود غزنوی در شرق و حکام ریز و درشت نواحی جنوبی و مرکزی توانست با مسالمت و بدون درگیری، به مدت سی سال حاکم نگه دارد. سیده ملکه خاتون در قلمرو خود عدالت را اجرا میکرد و چند روز در هفته به امور مردم شخصاً رسیدگی میکرد و تمام رتق و فتق امور لشکری و کشوری را خود با مشاوره انجام میداد. حمدالله مستوفی حکومتداری او را چنین توصیف میکند: "روز بار در پردۀ رقیق نشستی و با وزیر و عارض سخن گفتی، سپاهی و رعیت را در حد هر یک محافظت نمودی و چون رسل از اطراف آمدندی، بی تلقین، جواب بسزا گفتی". و در ادامه میافزاید: " تا او در حیات بود، ملک مجدالدوله به رونق بود ". 13
,
سیده ملک خاتون در سال 419 ه ق بر اثر بیماری در شهر ری درگذشت و سلطان محمود غزنوی فرصتی مناسب برای تصرف ملک او به دست آورد و مجدالدوله و فرزندش را کشت. 14 مزار او معروف به بقعه سیده ملک خاتون در شرق تهران قرار دارد.
____________________________,
1. دایرةالمعارف زن ایرانی، تهران، ریاست جمهوری مرکز امور مشارکت زنان، بنیاد دانشنامه بزرگ فارسی، 1382، ج 2، ص 632 .
2. عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بن قابوس بن وشمگیر بن زیار، قابوسنامه، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1352، ص 146 .
3. عباس اقبال آشتیانی، تاریخ مفصل ایران از صدر اسلام تا انقراض قاجاریه، تهران، قیام، 1347، ص 178.
4. محمدحسن رجبی، مشاهیر زنان ایرانی و پارسیگوی از آغاز تا مشروطه، تهران، سروش، 1374، ص 127 .
5. "بوقت وفات فخرالدوله نود بار هزارهزار دینار و هشتصد و هفتاد و پنج هزار و دویست و هشتاد و چهار دینار و صدوچهل هزار هزار و هشتصدوشصت و سه هزار و نود درم و سه هزار خروار جامۀ بریده و نابریده، بیرون آلات مرصع و زرین و سیمین و غیر آن در خزانه موجود بود." برگرفته از تاریخ گزیده حمدالله مستوفی قزوینی. به کوشش عبدالحسین نوایی. تهران، امیرکبیر، 1364، ص 419.
6. شمسالملوک جواهرکلام، زنان نامی اسلام و ایران. تهران، بی نا، 1338، ص 76 .
7. حمدالله مستوفی قزوینی، همان.
8. محمدحسن رجبی، همان.
9. همانجا.
10. حمدالله مستوفی قزوینی، ص421 .
11. عباس اقبال، ص182.
12. عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر ... همان.
13. حمدالله مستوفی قزوینی. همان.
14. همانجا.
کلمات کليدي : سيده ملک خاتون
|